تبليغاتX
_______ سرود آزادی ______

_______ سرود آزادی ______

( سیاسی خبری )

مدرسه فمینیستی: رامین جهانبگلو، فیلسوف و نظریه پرداز ایرانی است که دارای کتاب‌ها و نوشتارهای فراوانی در زمینه فلسفه غرب، نوگرایی و جنبش های خشونت پرهیز است.

دکتر رامین جهانبگلو به تازگی برنده سی‌امین جایزه صلح انجمن سازمان ملل در اسپانیا شده است. اهداکنندگان این جایزه، دلیل اهدای آن به آقای جهانبگلو را «سهم او در زمینه درک فلسفه غرب در ایران» ذکر کرده و افزوده اند که ایشان « یکی از اعضای اصلی جنبش روشن‌فکری ایران و یکی از نخستین اندیشمندان کشور خود است که درباره منابع فلسفی خشونت‌گریزی بر پایه آرمان‌های مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ سخن گفته‌ است.».

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت20:36توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: مهرماه به نیمه رسیده بود که از برگزاری نمایشگاه «عکس های کویر» نصراله کسراییان، هنرمند باسابقه کشورمان توسط یکی از عکاسان جوان و خوش ذوق محیط زیست، با خبر شدم. طی سال های اخیر بر اثر گرفتاری های زندگی ـ غرق شدن در روزمرگی ـ فرصت نکرده بودم از نزدیک و حضوری، نصراله کسراییان را در نمایشگاه های عکس یا شاید در کلاس های تدریس اش ببینم. با آثار و آوازه کسراییان از سال های دهه شصت، آشنا هستم. آثار این هنرمند عکاس و تاثیر غیرقابل انکاری که در برانگیختن موج تازه ای در هنر عکاسی ایران بر جا گذاشت به ویژه عکس های ماندگار او در کتاب «سرزمین ما ایران» و مجموعه های «دماوند»، «معماری ایران»، «بلوچستان»، «ترکمن ها»، «کردهای ایران»، و... برای نسل من ـ نسل سوخته ـ بیش از لذت بردن از تصاویر جذاب سرزمین مادری، در حقیقت عاملی «هویت بخش» بود. کسراییان و دوربین جستجوگرش، بازتاب رنگارنگی و عظمت سرزمین ما ایران بود و این کار عاشقانه او، به نسل ما، به همه ما ایرانیان، در آن تنگنای بی رحم فرهنگ زدایی از نمادهای ایرانی، هویت و اطمینان قلبی می بخشید. تاثیر هویت بخش آثار این هنرمند مستقل بر پاره ی بزرگی از نسل و تبار من که به تبعید و مهاجرت ناگزیر شده بودند به مراتب، موثرتر می نمود. او کار خود می کرد، کاری شبانه روزی، خستگی ناپذیر و فرساینده، ولی ما نسل سوخته، و فرزندان مان، نتیجه کارش را به بهای تقویت ایرانی بودن مان هزینه می کردیم. سال های دهه هفتاد خود من به دفعات، کتاب های کسراییان را از کتابفروشی ها تهیه و برای دوستانم در آن سوی اقیانوس ارسال می کردم. گویی آن¬ها بیشتر از من به هویت ایرانی شان محتاج بودند.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت20:33توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: همایش" کارنامه صد سال شعر زنان فارسی گوی" 29-28مهرماه 1388در دانشگاه الزهرا برگزار شد در حاشیه این همایش به گفتگویی کوتاه با خانم دکتر مریم حسینی دبیر علمی و خانم فاطمه راکعی رئیس این همایش نشستیم.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:35توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: نمایشگاه مطبوعات: مگر مطبوعاتی هنوز وجود دارد؟ و خانواده های زندانیان سیاسی: مگر سیاستی غیر از سرکوب مانده است؟ و زنانی با دل هایی تنگ: اما هنوز گرم.این جاست عکس های برخی از عزیزان شان: بدون شک نه همه عکس ها، اما خود واقعی شان که در زندان ها از این سلول به آن سلول می شوند. پس چندتایی از آن ها را ببینیم تا در یاد و خاطره مان بماند:

کلیک کنید

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:30توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمينيستي: کارول آن دافی از شاعران به نام معاصر زن ، نمایشنانه نویس و برنامه ساز تلویزیونی است که در 23 دسامبر 1955در گلاسکو متولد شد . او در دانشگاه لیورپول به تحصیل فلسفه پرداخته است ؛ همچنین دارنده جایزه های مختلف ادبی است . کارول آن دافی اولین زنی است که موفق به دریافت منسب ملک الشعرای انگلیس شده است . دریافت این لقب به او با مخالفتهای زیادی انجام گرفت ، چرا که رئیس جمهور وقت نگران این مسئله بود که یک زن با تمایلات همجنس گرایانه به این منصب برسد . این مقام پیش از او به کسانی چون تد هیوز و جان بچمن رسیده بود و قتی که او در سال 1999 این منصب را نپذیرفت ؛ این مقام به اندرو مشن رسید. دلیل رد این منصب را آن دافی درگیریهای شخصی ذکر کرد ؛ تا اینکه در نهایت او به عنوان اولین زن در می 2009 مفتخر به دریافت مقام ملک الشعرا شد .

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:27توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: اعدام یعنی گرفتن «جان و هستی» یک انسان، و سلب حیات از او. دیدن یا شنیدن چنین خبری دردناک است اما وقتی مبنای این عمل کشتن، «قصاص نفس» باشد، دردناک تر است، دردناک تر از آن رو که مبنای قصاص، خواهی نخواهی «روح بخشش جامعه» را نابود می سازد. به خصوص از این جهت که مگر می شود با «کشتن انسانی»، و نیست کردن او، «انسان دیگری» را زنده کرد، و آیا می توان با اجرای «قصاص»، میزان جرم و جنایت را در جامعه کاهش داد؟

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:23توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: همايش «كارنامه‌ي صد سال شعر زنان فارسي‌سرا» سه‌شنبه، 28 مهرماه در دانشگاه الزهرا آغاز به کار کرد.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:21توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: مصاحبه زیر، گفتگوی کوتاه نیما قاسمی با مریم هدایتی، زن نقاش جوانی که به قول خودش روزگاری نقاشی برای او «مثل یک الهه ، دور از دسترس بود»...

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:20توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی (عکس ها: مریم رحمانی): پدیده ممنوع خروجی به عنوان یكی از محكومیت های قانونی كه بیشتر در حوزه مالی و كیفری جای می گیرد سال هاست كه در عرصه های اجتماعی ، سیاسی و مدنی به عنوان جریانی ملموس و آشنا رخ نموده است. در سال های اخیر این محكومیت اكثرا بدون صدور حكم و نه الزاما از سوی نهاد ذی ربط، مكرر در مورد فعالان اجتماعی اتفاق افتاده. هرچند كه اعمال غیر قانونی این محكومیت نسبت به اكثر اعضای جنبش ها مختلف اجتماعی رخ داده اما در مورد فعالان جنبش زنان به طور مشخص از سال 1385 با جلوگیری از خروج 14 نفر از اعضای جنبش زنان برای شركت در یك كارگاه آموزشی در كشور هندوستان که نهایتا به ممنوعیت الخروجی سه نفر از آنان و تغییر مسیر سفر آن سه به سلول های انفرادی بند 209 اوین منجر شد، آغاز شده است . در واقع از اولین ممنوع الخروجی های جنبش زنان می توان از منصوره شجاعی و طلعت تقی نیا نام برد که بدون دریافت هیچ حکمی با گذشت سه سال همچنان ممنوع الخروج هستند.

از آن تاریخ به بعد این محكومیت گاه آشكار و گاه پنهان درمورد خیلی از فعالان اجتماعی از جمله فعالان جنبش زنان اتفاق افتاده و هنوز نیز ادامه دارد. میز گرد حاضر با حضور دوتن از وكلای حقوق بشر و حقوق زنان كه هر دو نیز از خیل ممنوع خروجی ها هستند و دو فعال اجتماعی زنان و حقوق بشر كه آنها نیز در این سلسله جای دارند، به بحث و بررسی این تضییع حقوقی نسبت به فعالان جامعه مدنی می پردازد.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت21:17توسط ( آزادی ) | |

گزارشگران بدون مرز ٢٨ مهر – ميزان ١٣٨٨ هشتمين رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد.

رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در جهان همچون هفت سال گذشته از سوی گزارشگران بدون مرز با همکاری صدها تن از روزنامه نگار و کارشناسان رسانه‌ها تهيه شده، انتشار می يابد. جدول رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات محدوده زمانی از ١٠ شهريور- سنبله ١٣٨٧ (اول سپتامبر ٢٠٠٨ ) تا ١٠ شهريور- سنبله ١٣٨٨ (اول سپتامبر ٢٠٠٩ )را در بر می‌گيرد.


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت13:42توسط ( آزادی ) | |

کانون زنان ایرانی :خانواده‌های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای در باره بازداشت ‌شدگان دعای کمیل و سایر زندانیان جنبش سبزاعلام کردند: " اگر برفرزندان بی گناه ما رحم نمی کنید، بردین خود رحم کنید، به نام اسلام حکم نرانید و آنرا بد نام نکنید. نگهداری عزیران ما در زندان که گناهی جز ابرازعقیده، و یا حد اکثر باز گو کردن واقعیت های تلخ جامعه ندارند ظلمی است بزرگ که مردم بر شما نخواهند بخشید."


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت13:39توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمينيستي - رمز وراز سواحل و بنادر جنوبی ایران ازجنس رمز وراز سرزمین پریان افسانه ای نیست . لطافت و مهرباني و معصوميت از آن نمي بارد اما جاذبه اي غريب و جادويي ، جهاني ديگر را پيش رو مي گشايد .جهاني در همسايگي آهنگين قبایل آفریقاو افسانه هاي هاي شگفت بوميان و حكايت غريب بادهای مرض دارصحرا هاي دور ودرياهاي سياه . جهاني مملو از بدايع و ثروت هاي سرشار،‌ همچون ناظري بر فقربي رحم ساحل نشینان دریازده .... اين رمز وراز حتی به گفتن باز نمی شود.

 

 

حضور دور و از ياد نارفته زني زنگباري و ‌زيبا ‌نام با فلوتي كوچك و آهنين كه به همراه زناني از تيره خويش به شادسازي و شادخواري به مجالس عروسي دعوت مي شد و سازهاي مردانه مي نواخت و زنانه مي خواند هم از اين دست واقعيت هاي افسانه اي آن دياراست. "زيبا شيرواني " سردسته و خواننده گروهي كوچك بود و فلوت و "دهل گپ" هم ميزد كه سازي مردانه بود. آن زن ديگر "نصره" ، كسر(kaser) مي نواخت و "زلي" (زليخا)‌ هم گاه سازي به نام "پيپا"‌ مي زد وبازيباو نصره همخواني مي كرد.


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت14:46توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: اعدام یعنی گرفتن «جان و هستی» یک انسان، و سلب حیات از او. دیدن یا شنیدن چنین خبری دردناک است اما وقتی مبنای این عمل کشتن، «قصاص نفس» باشد، دردناک تر است، دردناک تر از آن رو که مبنای قصاص، خواهی نخواهی «روح بخشش جامعه» را نابود می سازد. به خصوص از این جهت که مگر می شود با «کشتن انسانی»، و نیست کردن او، «انسان دیگری» را زنده کرد، و آیا می توان با اجرای «قصاص»، میزان جرم و جنایت را در جامعه کاهش داد؟

 

اعدام یعنی گرفتن «جان و هستی» یک انسان، و سلب حیات از او. حتا شنیدن خبر اعدام رنج آور است اما وقتی مبنای این عمل خشونت بار، «اشتباه» از سوی کودک یا نوجوانی که هنوز درک نمی کند، «عمل اش» چه «عواقبی» در پی دارد (همچون بهنود شجاعی) رنج آورتر و وحشتناک است. از آن رو که «کودک» کودک است و مسئولیت اش با «والدین» و جامعه ای است که قرار است از او مراقبت کنند، و نیز از آن جهت که اگر کودک یا نوجوانی مثلا «خطایی» کند، بی شک مسئولیت کارش نیز باید هم برعهده والدین و هم جامعه و دولتی باشد که قرار بوده او را تحت مراقبت و حمایت قرار دهد.


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت14:43توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: آن روزها که «حجله های» جوانان برنگشته از جبهه های جنگ، از کنارگوشه ی شهرهای غمزده برچیده می شد برای نسل من مبشر آن بود که می توانیم به تدریج سنگینی طاقت سوز کوله بار اندوه را پس بزنیم، بار دیگر کمر راست کنیم و بگوییم «ما زنان هم در این خانه حقی داریم». گر چه هنوز بوی نامطبوع خشونت های ناشی از تبعات انقلاب و جنگ و خون های به ناحق ریخته شده به مشام می رسید.

جامعه ای ماتم زده با عبور از بلایای انقلابی خشونت پرور، و جنگی هشت ساله به ما ارث رسیده بود. اما نسل ما تازه زندگی و زایش را آغاز کرده بود و به همین دلیل نمی توانست «زندگی» را به پای ارزش های مرگ طلبی «فدا» کند در نتیجه، فارغ از دل های شکسته بازماندگان و خشونت دیدگانِ جبهه های سیاسی (انقلاب و جنگ)، چشمان اش را بر آن همه نفرت و خون و انتقام، بست و «به نفع زندگی» و با یک دنیا امید برای ساختن آینده اش، حیات اجتماعی خود را آغاز کرد.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت14:40توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و به دنبال آن شکل گیری «جنبش سبز» در کشور ما، برای بسیاری از کوشندگان سیاسی _ اجتماعی ایران غافلگیرکننده بود. رشد این جنبش سیاسی در کوتاه زمان چنان بی سابقه بود که به سرعت از محدوده مرزهای جغرافیایی کشور، فراتر رفت و در سراسر جهان، حتا زندگی بی تفاوت ترین ایرانیان را نیز تحت تاثیر قرار داد و باعث حرکت های گوناگون در بسیاری از کشورهای جهان شد

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت15:12توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: ایران و افغانستان دو کشور هم مرز با دین مشترک و فرهنگ بسیار نزدیک به هم، هر دو، انتخابات ریاست جمهوری بسیار مهمی را پشت سر گذاشتند. فارغ از نتیجه انتخابات در هر دو کشور این مقاله سعی بر مقایسه رفتار جنبش زنان ایران و افغانستان قبل از انتخابات دارد.

 

 

زنان افغانستان مانند همتایان ایرانی خود وارث فرهنگ مردسالارند . زنان افغان راه درازی را تا بهبود شرایط زندگی در پیش دارند اگرچه وضعیت زنان ایران تاحدودی به لحاظ آموزش و بهداشت بهتر از زنان افغان است اما زنان ایرانی نیز هنوز درگیر مشکلات زیادی در زمینه های مختلف هستند. در افغانستان بعد از سرنگونی طالبان و با روی کار آمدن دولت کرزی اگرچه زنان در چند شهر بزرگ مانند کابل،هرات،مزار شریف می توانند تحصیل کنند اما بطور کلی وضعیت زنان این کشور اسف بار است.%42 مردم این کشور فقیر هستند که بیشتر زنان و کودکان با این مشکل درگیرند، %52 عروس ها در افغانستان زیر18سال دارند،بیسوادی،وضعیت نامناسب سلامت، مرگ و میر مادران، ازدواج اجباری، خشونت خانگی و ناامنی از دیگر معضلات پیش روی زنان افغانستان است(1).جنبش زنان افغانستان قبل از انتخابات اخیر در قالب کمپین پنجاه درصد مطالبات خود را برای بهبود وضعیت زنان این کشور از ریاست جمهور آینده مانند خواهران ایرانی خود (همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات را سازمان دادند ) اعلام کرد.


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت15:10توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: تازه ترین سروده پرتو نوری علاء، نویسنده و شاعر بلندآوازه ایران زمین، با نام «پنج سبز»:

 

پنج سبز

- هاشور خورده گونه هام، از خراش،
- از خط چشم وُ ریمل، در اشک ِ گاز،
- پرتاب می کنم هرچه سنگ وُ آجر
- بر سر ِ حرّامی ی اسلحه پوش.

- زیر گلویم لوله می شود
- گلوله
- گره کور، روسری
- می دَرانم اش با چنگ
- با ناخن های سبز ِ شکسته.


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت15:8توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری، و اعتراض مسالمت آمیز میلیونها زن و مرد ایرانی نسبت به نتایج اعلام شده از سوی وزارت کشور، شهروندان بسیاری را که خواهان احقاق حقوق شهروندی و خوانده شدن رای خود بودند به زندان محکوم کرد. در میان زندانیان، شماری از زنان و دختران معترض نیز حضور داشته و برخی از آنان همچنان در زندان به سر می برند. از میان زنانی که روانه زندان شدند: برخی از آن ها را به واسطه فعالیت های اجتماعی پیشین شان می شناختیم و برخی از آن ها را به واسطه حضور پر نشاط شان در صحنه اعتراض های اخیر.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت15:0توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمینیستی: سیمین بهبهانی، بانوي جسور كلمه وكلام ِ بي اما، در آخرين روزهاي داغ تابستان ، پس از چندي سكوت سرد وصبورانه ، افسردگي بي رنگ خويش را ، به يمن رنگارنگيني پاييز به سرخي آتش مهر سپرد. ...واينك آخرين سروده اش در پس اين سكوت كوتاه....

 

چه وجود بُلعجبی هستم

- به کلام فتح نیازم کو؟
- که لب از مکالمه بر بستم:
- چو نهیبِ فاجعه بشنفتم،
- به گروهِ فاتحه پیوستم.

- دلِ تخته پاره ندادندم
- که چو بشکنَد، به فغان آید _
- چه وجودِ بلعجبی هستم
- که «تَرَق» نکَردم و بشکستم!

- به جگر فشردنِ دندانم
- به صلاح بود و چنین کردم
- چه کنم؟ هلاکِ جگر بندان
- به دهان گُرگ نیارستم.


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت14:58توسط ( آزادی ) | |

مدرسه فمينيستي: آزاده دواچی (1358) .از فارغ التحصيلان زبان و ادبيات انگليسي ازكشور مالزي است كه ازاواخر دهه هفتاد فعاليت ادبي خويش را آغاز كرده ودر سال 1379 سردبیر نشریه دانشجویی نسیم بود كه برنده جایزه اول و بهترین نشریه دانشجویی شد. وي از برگزیدگان شعر نيما و جايزه شعرمنصور بني مجيدنيز بوده است. از سال 1385 همكاري با نشريات مختلف ادبي وفرهنگي درزمينه شعر ، داستان كوتاه ،ترجمه و نقد ادبي را به طور حرفه اي پي گرفته است و اولين مجموعه شعر وي با نام "‌پروانه اي درراه است " در سال 1386 منتشر شد.

 

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت19:16توسط ( آزادی ) | |